محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

140

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

سوم در كنار آب قباقچى اردو زدند . چون از هرسك‌زاده عريضه آمد ، در ضمن از قبول صدارت استنكاف نموده بود ، حضرت خداوندگار از اين فقره بسيار متغيّر شده ، كالسكه خواستند و نشسته از براى تنزّه به گردش تشريف فرما شدند . روز چهارم منزل چورلوصويى بود . آنگاه كه به موقع قواق كه حضرت خداوندگار در آنجا با پدر جنگيده بود ، رسيدند ، غضب به سنان پاشا و پيرى پاشا فرموده ، حكم كردند كه ملتزم ركاب نشده ، از راه پايين بيايند . چون بسيار دلتنگ از زير بار صدارت نرفتن هرسك زاده شده بود ، حكم سخت صادر شد كه وزير هرسك زاده را به زودى پيدا كرده ، احضار نمايند و سيّدى بيگ منشى حضور را دوبار به حضور خواستند ، فرمودند ، حكمى به هرسك‌زاده بنويسيد و مكتوبى هم از جانب خودشان نگاشته ، در جوف آن حكم همايون را ارسال بدارد . امير مشار اليه هم نوشته ارسال داشت . روز پنجم ، محض تسليت خاطر ، به سنان پاشاى صدر اعظم سيصد هزار آقجه ؛ يعنى چهار هزار و نهصد و هشتاد تومان و يك شمشير مرصّع و دو ثوب خفتان بسيار سنگين ، مخصوص به صدارت و يك بطانه سمور انعاما مرحمت گرديد . محض شكرانهء اين مرحمت ، وزير مشار اليه نيز دو قبضه شمشير و دو غلام فرنگى و بعض اسباب گرانبها ، به حضور حضرت شاهنشاهى تقديم نمود . چون مشار اليه مأمور به سفر دياربكر بود ، اعلى حضرت جهانبانى قبول نكرده ، فرمودند كه مىدانم مخارجش بسيار است ، روا نيست كه من در اين هنگام از وزيرم پيشكشى بگيرم . من اينها را قبول كرده ، باز به او بخشيدم . روز ششم قپوجى لرباشى سلطانى كه از براى بشارت صدارت به نزد هرسك زاده فرستاده بود ، آمد و خبر قبول نمودن منصب صدارت او را آورد . روز هشتم به قريه خاص كوى آمده استحمام نمودند و از جانب يونس پاشاى حكمران بوسنه ، قاصد آمده ، خبر آورد كه پاشاى مشار اليه داخل مملكت دالماچيا شده ، به هر آبادى كه رسيده ، تاخته و سوخته و غانما و مظفّرا عودت به بوسنه نموده است . و از جانب عيسى بيگ اوغلى حاكم سابق هرسك - هرزگوين - قاصد آمده ، خبر آورد كه قلعهء كليس از توابع خرواتستان را به جنگ فتح كرده ، لشكر خروات را منهزم ساخته و نيز عريضهء جوابيه از جانب هرسك زاده از براى قبول صدارت آمد . روز نهم ماه مزبور حضرت خداوندگار بالعزّ و الاقبال داخل دار الخلافه ادرنه « 1 » شدند . اعيان و اشراف ، كبير و صغير ، شهر

--> ( 1 ) . شهرى است معمور . اسم قديمش اراسته ؛ چون اندره نام امپراطور ، توسيع و تزئين نمود به او نسبت داده اندر نيوپل گفتند . در صد و هفتاد و هفت كيلومترى شمال غربى اسلامبول ، در قلعهء اروپ و در ساحل رود مريج واقع است . آثار مدينه و دينيه قياصرهء روم و باز امپير و سلاطين عثمانى زينت بخش اين شهر است ؛ به خصوص مسجد جامع و مدارس و دار الشفاء و دار العجزه‌هاى سلطان سليم ثانى و بايزيد ثانى و محمد ثانى و بازار عالى پاشا و عمارت سلطنتى قديم ، حيرت افزاى عقول است .